جدال گر استعمار پیر در راه ایران

آنچه فراروی شماست، گزیده ای از افکار و کارنامه «هنری مارتین» اولین مبلغ تبشیری و تندروی مسیحیت می باشد و امروز (24 مهرماه)سالروز مرگ این مبلغ تندروی مسیحی است که در سخنان خود بارها و بارها به نبوت توهین کرده بود.

رهپویان هدایت: هنری مارتین به سال هزارو هفتصدو هشتادو یک میلادی در شهر ترورو در خانواده ای مذهبی و از طبقة میانه به دنیا آمد. به سال هزارو هفتصدو نودو هفت به دانشگاه کیمبریج انگلیس رفت و مجذوب و متأثر از اندیشه های مذهبی یکی از استادان خود به نام چارلز سیمون قرار گرفت.

در سال هزارو هشتصدو سه میلادی در جرگة روحانیان مسیحی درآمد و افزون بر وظایف روحانی خود که در آن بسیار جدی بود، در کالج سنت جان نیز استاد شد. در میان زبان های خاوری که می آموخت به زبان فارسی نیز دل بستگی یافت

یکی از ویژگی های مارتین روحیة جدلی وی بود و این صفت را در هرجا و هر زمان با هر فرد غیرمسیحی به شیوه ای روشن از خود نشان می داد و همواره تلاش می کرد تا در خلال بحث ها و جدل ها، باورها و اعتقادات مبتنی بر کیش و آیین افراد را سخت سست سازد.

مارتین در هند

هنری مارتین با کمک و راهنمایی سیمون در کمپانی هندشرقی انگلیسی عنوان کشیش ارتش به خود گرفت و در ژوئیه هزارو هشتصدو پنج میلادی به هندوستان سفر کرد ودر آنجا اقامت گزید. 
مارتین در مدت کوتاهی که در پانتا می زیست «چهار یا پنج آموزشگاه به هزینة خود» تأسیس کرد و «داستان ها و سخنان مسیح را برفراز کوه برای استفادة شاگردانی که تازه با خواندن و نوشتن آشنا شده بودند، به زبان هندوستانی ساده ترجمه می کرد» او در کاونپور گدایانی را که به خانة او آمدند و گاهی شمار آنان از پانصد نفر می گذشت، پس از سخنرانی و دادن صدقه به کیش مسیحیت فرامی خواند.

به تدریج مارتین در تبلیغ و تبشیر آیین خود راه افراط را پیش گرفت ، تا جایی که موجبات ناراحتی مردم و همکاران و بعد رامانروای کل هندوستان را فراهم کرد.  به همین دلیل او به محل دیکری فرستاده شد و  و س1س از آنجا به ایران سفر کرد.

مارتین دشمنی و تعصب ویژه و بسیار آشکار بر ضد مردم مشرق زمین به ویژه مسلمانان داشت. در نوشته ها و خاطرات هنری مارتین بارها به این سخنان وی بر می خوریم که او مردم مشرق و مسلمان  را به چهاردسته بخش می کرد:

الف) بت پرستان

ب) مسلمانان

ج) کاتولیک های وابسته به روم

د) کافران

مارتین همة اینان را چهار چهرة از اهریمن به شمار می آورد.

کینة مارتین از اسلام

مارتین نسبت به همة انسان ها غیر پروتستان، به ویژه در مورد مسلمانان به شیوه ای چشم گیرتر و ژرف تر و گسترده تر، کینة خود را آشکار بیان می کند. وی می گوید «من هنوز بر این باور هستم که سرشت انسانی در پست ترین جلوة خود یک مسلمان است» و از خدای می خواهد که «به زودی قلمرو نفرت انگیزشان نابود گردد»
کارگردانان استعمار و بلندپایگان کمپانی هند شرقی انگلیس، نیک می دانستند که هنری مارتین دارای چه ویژگی های اخلاقی و فکری است و با آگاهی کامل بر همة آن ویژگی ها وی را به عنوان آنکه می خواسته ترجمة فارسی خود از انجیل را در ایران ویراستاری کند، بدو اجازه دادند که به ایران بیاید. روشن است که آنچه هنری مارتین در درازای درنگ پنج ساله اش به عنوان یک کشیش در هندوستان انجام داد، گام به گام تحت حمایت عوامل استعمار و درست در راستای سودگرایی و سوداگری استعماری انگلیس بود. 
هم لردمینتو، فرمانروای کل، و هم فرماندة کل ارتش انگلیس در هندوستان با آگاهی از ویژگی های اخلاقی مارتین با سفر وی هم نوایی کردند. یکی از کسانی که در آمدن مارتین به ایران بدو یاری فراوان رساند جان ملکم نمایندة پیشین کمپانی هند شرقی انگلیس بود.

ایرانیان مسلمان از جمله مردمی بودند که هنری مارتین از آنان ابراز بیزاری می کرد. وی درست یک ماه پس از ورود به ایران در حالی که از مهمان نوازی گرم میزبان خود بهره می برد و هنوز با تلخی های زائیده از رویارویی با روحانیان شیراز و تهران درگیر نشده بود، نوشت که «من از سرزمین فارس و مردم آن یکسره بیزارم.»

 

ادامه دارد...


منبع این نوشته : منبع
مارتین ,هنری ,مردم ,هندوستان ,ویژگی ,انگلیس ,هنری مارتین ,مردم مشرق ,هزارو هفتصدو